الشيخ محمد هادي معرفة
35
ولايت فقيه (فارسى)
ابن ابى الحديد ، در شرح مىنويسد : « و فرضت الإمامة نظاما للأمّة ، و ذلك لأنّ الخلق لا يرتفع الهرج و العسف و الظلمو الغضب و السرقة عنهم ، الا بوازع قوىّ ، و ليس يكفى فى امتناعهم قبح القبيح ، ولا وعيد الآخرة ، بل لابدّ لهم من سلطان قاهر ينظّم مصالحهم ، فيردع ظالمهم ، و يأخذ على أيدى سقهائهم . و فرضت الطاعة تعظيما للإمامة ، و ذلك لأنّ أمر الإمامة لا يتمّ إلا بطاعة الرعيّة ، و إلّا فلو عصت الرعيّة إمامها لم ينتفعوا بإمامته و رئاسته عليهم » « 1 » . امامت ، براى ايجاد نظم در امّت ، از جانب شرع واجب شده ، تا جلوى نابسامانيها گرفته شود ، زيرا اگر قدرت قاهره نباشد ، تبهكارى سلامت جامعه را برهم مىزنند ، و تنها نماياندن قبح قبيح يا وعد و وعيد ، باز دارنده نمىتواند باشد ، بايد سلطهء نيرومندى باشد و در تنظيم امور بكوشد و مصالح همگانى را به گونه شايسته رعايت نمايد ، جلو ستمگر را بگير و دست سبكسران را كوتاه كند . اين گونهاى استدلال عقلانى است ، كه گفته شود چون مقام حكمت الهى اقتضا كرده تا شريعت بفرستد و احكام انتظامى براى نظم جامعه مقرر سازد . و به همين دليل و براساس همين حكمت ، بايستى شايستگان اجراى اين احكام را نيز معرفى كند و نمىشود اين مهم را به اختيار مردم واگذار كرده باشد . كسانى شايسته اين منصب هستند كه از كمال عقلى و توانايى لازم و آگاهى دينى كاملى برخوردار باشند . و اين همان شرايط امامت است كه در كلام شيعى مطرح مىباشد و مقصود از حكومت دينى نيز همين است و بس . روشن نيست نويسنده مذكور بر چه مبنايى دين را از سياسيت جدا گرفته ، و از كجا و در كجا ديدهاند كه مردم از پيش خود ، پيامبر اكرم را چون شايستهء مقام رهبرى سياسى يافته بودند برگزيده و با او بيعت كردند . بلكه همانگونه كه اشارت رفت ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در موارد متعدد - براى تحكيم و تثبيت پايههاى سياست خويش ، از مردم عهد و پيمان مىگرفت و بيعت تحت الشجره يكى از آن موارد است . بيعت تحت الشجره « 2 » يا بيعت رضوان در پايان سال ششم هجرت در منزلگاهى
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة - ابن ابى الحديد ج 19 ص 90 . ( 2 ) . بدان جهت كه بيعت در زير سايهء درختى انجام گرفت ، به اين نام ناميده شد .